خانه » تقویت قدرت مغز » قانون انتظار و نقش اساسی آن در عملکرد ضمیر ناخودآگاه

قانون انتظار و نقش اساسی آن در عملکرد ضمیر ناخودآگاه

در متن زیر که برگرفته از کتاب غول درون است، تاثیر انتظارات روی ضمیرناخودآگاه را با ذکر چند مثال مستند بیان می کنیم.

ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر جوینده­ ی هدف است. هر هدفی که به آن داده شود، ضمیر ناخودآگاه در جستجوی برآورده کردن آن بر می­آید. یک انتظار صادقانه هدفی است که به ضمیر ناخودآگاه شما داده می­ شود، و قانون آن چنین است: وقتی ضمیر ناخودآگاه انتظار چیزی را داشته باشد، کاری می­کند که آن چیز اتفاق بیفتد. در اینجا چند مثال وجود دارد:

  • توبرکولین (آبگونه­ ای که با آن بیماری سل را تشخیص می­دهند) در یک سرنگ قرمز به بازوی راست داوطلبان تزریق شد. توبرکولین باعث قرمزی و تورم می­شود. در نتیجه، هر بار همان طور که انتظار می­رفت، بازوی راست با قرمزی و تورم واکنش نشان می­داد. همزمان، محلول نمک در یک سرنگ سبز به بازوی چپ داوطلبان تزریق شد. همان طور که انتظار می­رفت هیچ واکنشی در بازوی چپ حاصل نشد. سه ماه بعد از این تزریق­ها، توبرکولین و محلول نمک در سرنگ­های سبز و قرمز تعویض شدند، بدون اینکه داوطلب بداند. وقتی محلول تعویض شده تزریق شد، همان طور که انتظار می­رفت، بازوی راست با قرمزی و تورم واکنش نشان داد، در حالی­که بازوی چپ هیچ واکنشی نشان نداد. برخلاف علم پزشکی، بدن براساس انتظاراتش در ضمیر ناخودآگاه واکنش نشان می­دهد.

  • روان­شناسانی که روی فرهنگی در جزایر توربیاند مطالعه می­ کردند، متوجه شدند که روابط جنسی قبل از ازدواج بلا مانع است، اما حاملگی قبل از ازدواج اینطور نیست. بومیان از روش­های کنترل بارداری استفاده نمی­ کردند، با این حال، حاملگی قبل از ازدواج کاملا ناشناخته بود. فرهنگ دیرینه آنها را شرطی کرده بود به طوری که مطلقا انتظار نداشتند تا زمانی ­که ازدواج نکرده ­اند حامله شوند.

  • احتمالا شما زوج­هایی را می­شناسید نمی­توانند بچه دار شوند یا درباره ­ی آنها شنیده ­اید. آنها یک بچه را به فرزند خواندگی گرفتند و کمی بعد از آن زن حامله شده است. می­توان گفت که داشتن یک بچه، این عقیده را که او نمی­تواند بچه ­ای از خودش داشته باشد را از میان برداشته است.

برای تکرار دوباره: انتظار یک پیشگویی است که به کامیابی می­رسد.

اکنون ما مستند ترین پدیده که مبتنی بر این قانون است را بررسی خواهیم کرد- دارو نماها.

دارو نماها

کلمه­ ی دارو نما یعنی، “من باید خشنود شوم”. شرکت­های دارو سازی در هنگام تست هر داروی جدید باید تاثیر دارو نما را نیز بگنجانند. دارو نماها قرص­هایی هستند مشابه دارویی که در حال تست است، اما تنها شامل پرکننده­ ی بی اثر هستند که همراه با داروی واقعی استفاده می­شود. این پر کننده هیچ ارزش دارویی ندارد، با این حال در تمام مطالعات، حداقل در ۳۰ درصد از بیماران نتایج سودمندی مشابه با بیمارانی که از داروی واقعی استفاده می­کنند گزارش شده است. تاثیر دارو نما نمی­تواند با چیزی به جز این توضیح داده شود که سیستم باور بیمار باعث می­شود همان اثر بهبودی که داروی واقعی دارد، حاصل شود.

وقتی بیماران از دارویی که به آنها تجویز می­شود بی اطلاع باشند، تاثیر دارو نما ناپدید می­شود. وقتی بیماران بی اطلاع باشند، هیچ انتظاری وجود ندارد. آزمایش ­هایی با این ماهیت انجام شد تا ثابت شود تاثیر دارونما دقیقا به خاطر انتظار است و نه هیچ عامل دیگری.

ضمیر ناخودآگاه ضمیر ناخودآگاه قانون انتظار و نقش اساسی آن در عملکرد ضمیر ناخودآگاه mindtalk life coaching iceberg 1

دکتر استرنباخ در سال ۱۹۶۴ قرصی که حاوی هیچ ماده­ ی فعالی نبود را برای یک گروه از داوطلبان تهیه کرد. اولین باری که قرص به گروه داده شد، به آنها گفته شد که دارو یک احساس تهوع شدید را در معده ­شان تحریک می­کند. بار دوم، به داوطلبان گفته شد که قرص فعالیت معده را کاهش می­دهد و باعث می­شود احساس پر بودن و سنگینی کنند. بار سوم به داوطلبان گفته شد که قرص دارو نما است و به عنوان یک کنترل عمل می­کند. از آنجایی که دکتر استرنباخ در هر سه بار یک قرص یکسان را تهیه کرده بود، فعالیت معده­­ ی دو سوم سوژه­ ها براساس دستورالعمل­ هایی که قبل از مصرف قرص به آنها گفته شده بود واکنش نشان داده بودند. معده­ ی سوژه­ ها همان طور که آنها انتظار داشتند واکنش نشان داده بود.

مطالعات نشان داده­ اند که عقاید یک بیمار می­توانند به طرز چشمگیری تحت تاثیر سبک دارویی باشند که تجویز می­شود. این عقاید عبارتند از: یک قرص بزرگ از یک قرص کوچک موثرتر است؛ یک قرص رنگی از یک قرص سفید موثرتر است؛ یک قرص تلخ از یک قرص بدون مزه موثرتر است؛ یک آمپول از یک قرص موثرتر است؛ تجویز دارویی که توسط دکتر انجام می­شود موثرتر از تجویز داروی یک پرستار است و؛ تجویز داوریی که توسط دکتری با کت سفید انجام می­شود موثرتر از تجویز دارویی است که توسط دکتری با لباس­های خیابانی انجام می­شود. عقاید بیمار درباره­ ی دارو با نحوه­ ی ارائه­ ی دارو تنظیم می­شود. دکتر بنسون، در اثرش به نام داروی بی انتها، بیان کرد که دارونماها می­توانند تا ۹۰% به اندازه­ ی داروی واقعی موثر باشند، این به نحوه­ ی اجرای آنها بستگی دارد.

 

وقتی پزشکان دارویی را برای خونریزی معده آزمایش می­کردند، متوجه شدند که وقتی دارو به عنوان یک داروی جدید “قدرتمند” معرفی شد، هفتاد درصد موفقیت آمیز بود، اما وقتی به عنوان یک داروی “آزمایشی” معرفی شد، تنها سی درصد موفقیت آمیز بود.

اهمیت رابطه­ ی دکتر/ بیمار در مطالعات اخیر شرح داده شده است. تاثیر دارونما زمانی قوی­تر است که دکتر بیمارانش را به عنوان شرکت کنندگان فعال ببیند، نه صرفا یک رابطه­ ی غیرفعال که پزشک بگوید فقط کاری که من می­گویم را انجام بده.

در آزمایشی که توسط دکتر جوآن بوریسنکو انجام شد، یک سوم بیماران سرطانی زن که به جای داروی شیمیایی، به آنها دارو نما داده شده بود موهای خودشان را از دست دادند. تنها دلیل از دست دادن موی آنها این بود که آنها انتظار داشتند که موهای خودشان را از دست بدهند.

تاثیر دارو نما در جراحی نیز موثر است. دکتر بروس موزلی، از جراحی آرتروسکوپیک (جراحی از طریق برش­های کوچک) روی پنج بیمار استفاده کرد، در حالیکه پنج نفر دیگر تحت عمل جراحی ساختگی قرار گرفتند که در آنها او برش­های دسترسی را ایجاد کرد اما جراحی درمانی انجام نشد. دو سال بعد، آنهایی که تحت جراحی ساختگی قرار گرفته بودند به اندازه ­ی آنهایی که جراحی واقعی انجام داده بودند، کاهش درد و تورم را گزارش کردند. چهار نفر از گروه دارو نما حتی جراحی را به دوستانشان نیز توصیه کردند.

بحث روی تاثیر دارونما بدون مورد آقای رایت که در سال ۱۹۵۷ گزارش شد، ناقص می­ماند. آقای رایت به خاطر سرطان در حال مرگ بود و دکترش، برونو کلوپفر، گفته بود تنها چند روز زنده می­ماند. آقای رایت متوجه یک داروی جدید به نام کربیوزن شد، که در بیمارستان در حال بررسی بود و از دکتر کلوپفر درخواست کرد که این دارو را به او بدهد. با اینکه دکتر کلوپفر می­دانست که خیلی دیر بود که دارویی بتواند آقای رایت را معالجه کند، مهربانی به خرج داد و در روز جمعه به آقای رایت یک آمپول داد.

وقتی دکتر کلوپفر روز دوشنبه بازگشت به فکر این بود که آیا بیمارش زنده است یا نه. آقای رایت که زنده و فعال بود دکتر را متعجب کرد. دکتر کلوپفر گزارش داد که تومورهای آقای رایت مثل یک کره روی اجاق داغ ذوب شده بودند. آقای رایت به خانه رفت و فعالیت­های عادی­اش را از سر گرفت تا زمانی­که شنید کربیوزن آن­قدر که امیدوار بود، موثر نبود. آقای رایت خیلی زود به بیمارستان بازگردانده شد و در حال مرگ بود.

دکتر کلوپفر می­دانست که این تاثیر دارو نما بوده که آقای رایت را معالجه کرده بود بنابراین به او گفت که کربیوزنی که در مطالعات اخیر گزارش شده بود یک مجموعه­ ی قدیمی بود. دکتر با گفتن اینکه مقداری کربیوزن تازه به دست آورده است آمپول دیگری به بیمارش داد. مجددا تومورها مانند کره­ای روی اجاق ذوب شدند و آقای رایت بیمارستان را ترک کرد. خبر دیگری شایع شد که کربیوزن غیرموثر بوده و تحقیقات روی آن متوقف شده است. آقای رایت بعد از شنیدن این خبر، به بیمارستان بازگشت و در عرض چند روز از دنیا رفت.

من تاثیر دارو نما را با نقل قولی از نورمن کازین به پایان می­برم. کازین برمبنای شفای خودش از یک بیماری کشنده با استفاده از خنده برای تحریک سیستم ایمنی­ اش، یعنی همان سیستم شفا بخشی ذاتی در بدنش، کتاب­هایی نوشت و در دوره­ های فارغ التحصیلی دانشگاه تدریس کرد. “در طول سالها علم پزشکی سیستم­های اولیه­ ی بدن را شناسایی کرده است- سیستم گردش خون، سیستم گوارش، سیستم ترشحات داخلی، سیستم عصبی خودکار، سیستم عصبی پاراسمپاتیک، و سیستم ایمنی. اما باید روی دو سیستم دیگر که برای کارکرد صحیح انسان اساسی هستند تاکید شود –سیستم شفا بخشی و سیستم باور. این دو با هم کار می­کنند. سیستم شفا بخشی روشی است که بدن از طریق آن تمام منابعش را به حرکت می­اندازد با تا بیماری­ها مقابله کند. سیستم باور اغلب محرک سیستم شفا بخشی است.”

منبع: کتاب غول درون

درباره ی مدیرکل

مطلب پیشنهادی

چطور از زنجیره عادت رها شویم

مردم بنده ی عادت هستند. وقتی چیزی را به اندازه کافی تمرین می کنید، در …

یک دیدگاه

error: Content is protected !!